می گویم ...

آموخته ام، ... ببینم ندیده ها را، ... بشنوم نشنیده ها را، ... بدانم ندانسته ها را، ... بفهمم دوست داشتن ها و تنفرها را، ... تصمیم بگیرم، ... عمل کنم و ... محکم بایستم. .

تنها دانستم سکوت جایز نیست.
زیـــــــرا آزادی, سپیدی و مهر را می ستایم ... و اینک از آن بی بهره ایم
پس می جنگم و تنها چاره مان این است.


و سخنم با پلیدان روسیاه این است:
گیرم در باورتان به خاک نشسته ام
وساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
باریشه چه می کنید
گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که میزنید
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید

با پشتیبانی Blogger.

پارسی بگوییم ...

آخرین خبرها






۱۳۹۱ دی ۱, جمعه
清 創 勇
چونگ چینگ بونگ !!!
(از اعجاز چینی است کسی نمی‌داند یعنی چی)

和你知道什麼
و تو چه می‌دانی که چین کجاست الدنگ ؟

我認為, 我們當然有我們的眼睛是他們正在做的方式嗎
پس خیال کرده‌ای ما چون چشمهایمان اینجوری است خودمان هم اینجوری هستیم ؟

你肯定我們的厚愛和好評和姿勢的壽衣和卡爾巴拉建
همانا ما برای شما مهر و تسبیح و عبا و عمامه و رکعت شمار و چفیه و کفن کربلا ساخته‌ایم

你有否決所有決議
و تمام قطعنامه‌های شما را وتو کرده‌ایم

我們拋 出你有假冒偽劣的一切
و هر چی بنجل داشته‌ایم به شما انداخته‌ایم

務必繁榮
باشد تا رستگار شوید
۱۳۹۱ آذر ۳۰, پنجشنبه
سي‌ام آذرماه از راه مي‌رسد
    روزي كه ايرانيان باستان پيمان ‌بستند هر سال يك درخت سرو بكارند
   

ايرانيان نزديك به ٤ هزار سال است كه شب چله- واپسين شب پاييز، را كه درازترين و تاريك‌ترين شب سال است، تا سپيده‌دم بيدار مي‌مانند، در كنار هم خود را سرگرم مي‌كنند تا اندوه تاريكي و سردي و نبود خورشيد، روحيه‌ي آن‌ها را سست نكند و با به روشني گراييدن آسمان، از بازگشت خورشيد در پي يك شب دراز و سياه و زايش تازه‌ي آن اطمينان بيابند و آن‌گاه لختي بياسايند.
ايرانيان باستان (مردمان سراسر ايران‌زمين) روز پس از شب چله(يكم دي‌ماه) را «خور روز» و «ديگان» مي‌خواندند و مي‌آرميدند و تعطيل همگاني بود. «هرمان هيرت»، زبان‌شناس بزرگ آلماني، كه دستور زبان برابري زبان‌هاي آريايي را نوشته است، چنين باور دارد كه «دي» به معني «روز» از آن‌رو بر اين ماه ايراني گذارده شده كه ماه زايش دوباره‌ي خورشيد است. اين نيز گفتني است كه انگليسي يك زبان گرمانيك(خانواده زبان‌هاي آلماني) و از خانواده بزرگ‌ترين زبان‌هاي آريايي(آرين) است. هرمان هيرت در آستانه‌ي ديگان زاده شده بود و به زادروز خود كه برابر با زايش دوباره‌ي خورشيد بود، بسيار مي‌نازيد.
آيين‌هاي شب چله با گذشت زمان دگرگون نشده و ايرانيان در اين شب، برجاي مانده‌ي ميوه‌هايي را كه انبار كرده‌اند و خشكبار و تنقلات مي‌خوردند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاري روشن مي‌نشستند تا سپيده‌دم، نويد شكست تاريكي و سياهي و آمدن روشنايي و گرمي را بدهد. زيرا مي‌دانستند كه در اين شب، تاريكي و سياهي در اوج خود است.


روز نخست دي‌ماه، روزي براي حقوق بشر
خور روز، يكم دي ماه در ايران باستان روز برابري انسان‌ها (حقوق بشر) بود. در اين روز همگان از جمله شاه تن‌پوش ساده مي‌پوشيدند تا يكسان باشند. در اين روز كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها خودخواسته(:داوطلبانه) انجام مي گرفت، نه به فرمان و خواسته‌ي ديگري. در اين روز جنگ كردن و خونريزي، شکار، و حتا كشتن گوسفند و مرغ هم ناروا بود.


پيماني براي كاشتن سرو
آيين شب چله از ايران به فرمانروايي روميان راه يافت و «جشن ساتورن» ناميده شد. اين جشن حتا پس از مسيحي شدن رومي‌ها هم ارزش خود را از دست نداد و پي گرفته شد. آراستن سرو و كاج در كريسمس نيز از ايران باستان گرفته شده است. زيرا ايرانيان به اين دو درخت، به ويژه به سرو، به چشم نماد پايداري در برابر تاريكي و سرما مي‌نگريستند و در «خورروز» در برابر سرو مي‌ايستادند و پيمان مي‌بستند كه تا سال ديگر يك نهال سرو ديگر كشت كنند. جنبش‌هاي نگاهباني از زيست‌بوم كه از سده‌هاي بيستم در همه جا به‌پا خاسته اند، از اين كار ايرانيان باستان ستايش و سپاسداري فراوان كرده‌اند و به منش آنان ارج گذارده‌اند. كشت درخت سرو و كاج اينك شيوه‌اي جهاني شده است.
(برگرفته از تارنماي انوشيروان كيهاني‌زاده)
۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه
راستی این حسین کی است که عوام و بعضن خواص هرساله در این روزها برایش گریبان می درند و بر سر می کوبند

سینه را با ضربات و حشیانه ی مشت و کف دست پاره پاره

پشتشان را با تیغ و زنجیر جنون، خونین و سیاه

و سرشان را با قمه ی جهل، تکه تکه می کنند؟

و راستی آیا می دانند این فرد کی است و برای چی و یا چه چیز جانش را و به قول خودشان، جان ِ یاران و اهل بیتش را داد؟

از اندک خواص که بگذریم, مطمئن عوام نمی دانند و بدون آگاهی بر سر و سینه و پشت خودشان می کوبند.

اما خواص چرا؟

۱۳۹۱ آذر ۳, جمعه
 خواستم از تو بنویسم ولی دیدم که صدها بلاگر وطن دوست از تو گفتند و نوشته اند. خواستم از انسانیت تو بگویم دیدم ان قدر بزرگی که با وجود وضعیت نه چندان خوبت وبلاگ می نوشتی و خاموشی کارگران را فریاد می زدی، درست برخلاف بیشتر مردم میهن که هر روز خوار می شوند و برای از دست ندادن یک تکه نان سکوت پیشه می کنند و خود را به ندیدن می زنند، از این رو نیز نتوانستم سخنی از تو بگویم. باید از همه گفت، از همه آنهایی که در سال های گذشته مانند تو گفتند و نوشتند و گذارشان به زندان و شکنجه و حتا مرگ افتاد. آیا می توان به این مردم گرفت راه ستار و آنها را پیشه کنید؟
۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه
یکی از مهمترین مشکلات تاریخ نگاری در ایران نگاه های یکسویه و ایدئولوژیک است، در زمینه تاریخ معاصر ایران به ویژه درباره دوره پهلوی در بسیاری از موارد از سوی گروههای سیاسی مختلف شاهد تحریف تاریخ، نگاههای بغض آلود و جعلکاری های سیاسی بوده ایم.بدون تردید باید دوران پس از مشروطه به ویژه اواخر عصر قاجاریه را دوران «بی ثباتی»، «ناامنی» و «هرج و مرج» بدانیم و بنامیم، در غیاب یک حکومت مرکزی نیرومند کشور در یک وضعیت ضعیف و از هم گسیخته ای قرار داشت، کشور از همه طرف در معرض هرج و مرج بود، در سیستان و بلوچستان بلوچ ها، در خراسان کلنل پسیان، در شمال جنگلی ها، در آذربایجان خیابانی، در ارتفاعات و مناطق غیر شهری سیمتقو و کردها،در خوزستان شیخ خزعل، در جنوب بختیاری ها، خمسه ها، چهار لنگه ها، دره شوری ها، دشمن زیاری ها، قشقایی ها و بویر احمدی ها هرکدام داعیه استقلال و فرمانروایی داشتند، با کمرنگ شدن سلطه حکومت مرکزی مقدرات کشور به دست مجموعه ای از دسته های عشایر و حکام محلی افتاده بود1 که تقریبا وضعیتی مانند افغانستان کنونی را به ذهن متبادر می سازد.
۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه
دیدگاه های پیامبر ایران باستان در بیش از 3700 سال پیش...
یعنی زمانی که سراسر جهان در نادانی به سر می برد!
ما چنین پیامبری داشتیم...
سی گفتار ارزشمند از زرتشت بزرگ...


1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر

2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش

3. هیچکس را تمسخر مکن

4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور

5. خود برای خود، همسر برگزین

6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو

7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
اشوزرتشت, برای آگاهی و پرورش انسان ها تلاش کرد. آگاهی که در سایه ی گذر از گام های روشن وهومنه (بهمن), اشاوهیشتا(اردیبهشت), خشترا(شهریور), ارمیئتی(سپندارمزد), هه اوروتات(خورداد) و امرتات(امرداد) به دست می آید.

اشوزرتشت بینش نوینی را درباره ی خدا, جهان, زندگی و طبیعت به مردمان می دهد. بینشی که همه, دانش و فرهنگ است. بهره ای که ایرانیان آن را هم برای خود نگهداشتند و هم با فراخی و نیک خواهی آن را به همه ی جهانیان آن روزگار دادند تا همگان در نیک بختی و سرافرازی و آرامش زندگی کنند و خرم و شادکام باشند.



[تصویر: 380678_418599841490268_295169713833282_1...4630_n.jpg]
۱۳۹۱ فروردین ۴, جمعه
ادامه ...
------------------------------

اصولن زمانی که مردمان به کشاورزی روی نیاورده بودند و همچنان روز گار خود را با شکار و گردآوری خوراک های گیاهی خودرو, می گذراندند, نمی توانستند توجه چندانی در دگرگونی های آب و هوایی زیستگاه های خود داشته باشند, زیرا خوراک همواره و تصادفی فراهم بود. اما از زمان گسترش شگفت انگیز کشاورزی (نه پیدایش آن), آدمی نیازمند آن بود که خود را با این شرایط ناپایدار هماهنگ کند و این هماهنگی, آشکارا در گرو شناخت پدیده های در پیوند با زیست بوم بود. چنان که بیرونی نیز آن را یادآوری کرد, تجربه, عاملی بوده است که انسان دست به شناسایی و کشت گیاهان ویژه ای بزند. در کنار این شناخت, دستاوردهای تجربی دیگری چون یافتن زمان های مناسبی کاشت و برداشت یک گیاه, شوند (دلیل) شناسایی و تعریف این زمان های ویژه شد.

بنا به گزارشی که بیرونی نوشته, یافتن دو نقطه ی اعتدال بهاری برای نخستین بار (اعتدال بهاری یا نوروز و اعتدال پاییزی یا مهرگان), در پی برداشت بهینه از نیشکر بوده است. یافتن این دو نقطه ای که بسیار سخت تر از از یافتن دو نقطه ی انقلاب تابستانی و زمستانی است. بنابراین, ایرانیان با یک تجربه ی کشاورزی, هم دو نقطه ی اعتدال را پیدا کردند و هم دو نقطه ای را که بلندترین روز و شب یک سال خورشیدی به شمار می آیند. این رخدادها, سپس ها در فرهنگ ایرانی, به عنوان چهار جشن بزرگ که دو تا از آن ها همچنان در جایگاه خود گرامی داشته می شوند, ماندگار شدند: نوروز, مهرگان (دو اعتدال) و تیرگان و چله (بلندترین روز و شب).

نزدیک بودن روز برگزاری دو جشن به یکدیگر (مانند مهرگان یکم مهر که نجومی بود و جشن پیروزی خیزش ایرانیان به رهبری کاوه و فریدون بر بیوراسپ (ضحاک), سبب آن شد تا مدت ها ایرانیان این دو را در کنار هم و سرانجام با هم برگزار کنند و روزی در یاد ها ماند و این گونه, روز و رخداد ستاره شناختی فراموش شد. از این رو, تیرگان نه یکم تیر بلکه در روز سیزدهم تیر (رخداد پایان محاصره ی ایران توسط تورانیان) و مهرگان نه یکم مهر بلکه شانزدهم این ماه (روز پیروزی فریدون و همچنین, روز پیروزی داریوش بر گئومات مغ نیز به شمار می آید که گرچه پس از آن فراموش شد, اما در کنار رخداد فریدون پیشدادی, تاثیر روان شناختی خود را به گونه ی جداگانه بر ذهن ایرانی گذارد), برگزار می شود.

اما در میان رودان شرایط کاملن متفاوت است. در این سرزمین, تنها یکی از جشن های چهارگانه شناخته شده بود که همان جشن بهاره است. بنابراین, چهارچوب منطقی یافتن این سنت ها, ناقص و بدون ریشه و آبشخور به چشم می آید. وارون آن چه در فرهنگ ایرانی به گونه ای روشن و کامل دیده شد. اما ریشه ی دیده شدن این تک جشن ستاره شناختی در میان رودان چیست؟ پاسخ آن را می توان, در فرهنگ ها و مردمانی دانست که پیش از سومری ها, روزگاری دراز در میان رودان, بوده اند. دو فرهنگ سامره و حلف (هزاره های هفتم و ششم پیش از میلاد) که از دیدگاه "ماریا گیمبوتاس", باستان شناس آمریکایی- لیتونیایی و "مری ست گاست", پژوهشگر برجسته ی آمریکایی, به شوندهای فرهنگی و باستان شناختی که شمرده شده اند (چون گسترش دهندگان کشاورزی از فلات ایران به میان رودان به عنوان اصلی زرتشتی بر پایه ی نوشته های اوستایی بر گسترش کشاورزی و آباد سازی زمین ها و گسترش مفهوم های آیین بهی از راه نقش های روی سفال های منقوش در عصر نوسنگی که سندی دیگر بر زندگانی اشوزرتشت در هزاره ی هفتم پیش از میلاد هستند) و فرهنگ عبید (هزاره ی پنجم پیش از میلاد) که پدر فرهنگی سومر به شمار می آید و از دید ساموئل کریمر, سومرشناس برجسته ی آمریکایی, برآمده از کشاورزان ایرانی کوچنده به میان رودان بوده است. فراموش نکنیم که این جشن بهاره, بارها از سوی قدرت های سامی چیره بر میان رودان چون آشوریان, کنار زده شده است که خود می تواند نشانه ای از رویارویی با سنت های ناخویشاوند دانسته شود. سنتی که دگربار نوبابلی ها (کلدانیان) با بیرون راندن آشوریان برپا کردند, کسانی که هم تباری آنان با مادی های ایرانی, خود یک دیدگاه است. در یک گردآوری, ریشه های پیدایش و برگزاری جشن نوروز, در میان ایرانیان, از دیرینگی بسیاری برخوردار بوده و همین امر, می تواند ما را در ایرانی دانستن خاستگاه آن راهنمایی کند.
-------------
پایان
۱۳۹۱ فروردین ۳, پنجشنبه
نوروز یکی از دو نقطه اعتدال در سال خورشیدی زمین و بزرگترین جشن پایه گذاری شده بر پایه ی دگرگونی های فصلی و اقلیم شناختی است. درباره ریشه های تاریخی آن در اسناد ملی ایرانیان, به میزان بسنده آگاهی داریم. برای نمونه: "برخی از بزرگان ایران می گویند سبب این که این روز را نوروز می نامند, این است که در روزگار تهمورث, صائبه آشکار شدند و چون جمشید به پادشاهی رسید, دین را نو کرد و این کار بسیار بزرگ به چشم آمد و آن روز را که روز تازه ای بود, جمشید جشن گرفت. اگرچه پیش از این هم نوروز بزرگ بود."

درباره ی ریشه ی ستاره شناختی آن و چگونگی دستیابی ایرانیان به آن نیز ابوریحان بیرونی این گونه یاد می کند: "در این روز آیین بر این است که مردمان برای یکدیگر پیشکشی می فرستند و چرایی آن , چنان که آذرباد موبد بغداد گفت, این است که نیشکر در کشور ایران, روز نوروز یافت شد و پیش از این کسی آن را نمی شناخت ... جمشید, روزی نی ای دید که کمی از آب های درون آن به بیرون تراوش کرده ... دید که آن شیرین است, فرمان داد که آب این نی را بیرون آوردند و از آن شکر سازند و آن گاه در روز پنجم شکر به دست آمد و از راه تبرک به آن, مردم برای یکدیگر شکر, پیشکش فرستادند و در مهرگان نیز این کار را به همین میزان تکرار کردند و از این رو برای آغاز سال, انقلاب تابستانی را برگزیدند که انقلابین را از اعتدالین بهتر می شود به یاری ابزار ها و چشم آگاه شد. اما اعتدالین را نمی شود شناخت مگر پس از این که انسان در آغاز کار, عرض بلد و میل کلی را بداند ... چون انقلاب تابستانی به سمت سر مردم شمالی نزدیک تر است, از این رو ایرانیان آن را برگزیدند و از انقلاب زمستانی چشم پوشیدند. نیز هنگام انقلاب تابستانی, غلات به دست می آید, پس برای این که خراج از کشاوررز بگیرند, از انقلاب زمستانی بهتر است"

چنان که آشکار است و بیرونی نیز به آن اشاره کرده, نخستین بار, یک رخداد تصادفی و سپس تجربی سبب یافت دو نقطه اعتدال سال خورشیدی زمین شده است. دو نقطه ای که در روند تاریخی و فرهنگی ایرانیان, نوروز و مهرگان نام گرفتند.

اما در کنار این دیدگاه, دیدگاه دیگری نیز هست و آن پیدایش نخستین بار این جشن بهاره در میان رودان و در میان سومری ها است. پژوهشگران نامداری چون مهرداد بهار, نوروز ایرانیان را برآمده از جشن بهاره "زگموگ" یا "اکیتو" دانسته اند که البته دلیل آن نیز روشن: دیرینگی تاریخ سیاسی و فرهنگی و نیز برگزاری میان رودانی ها از ایرانیان بیشتر پنداشته شده است.

اینک ببینیم کدام دیدگاه می تواند از درستی برخوردار باشد, این که جشن بهاره ی مورد گفت و گو, در شمار سرمایه های فرهنگی ایرانیان به شمار می آید یا میان رودانی ها.
---------
ادامه دارد ...
۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه
 ادامه ...
--------------------------

14. تا چندین سال پس از شامگاه ساسانیان, آیین های نوروزی در ایران پنهانی و خانوادگی برگزار می شد. از زمان عباسیان به سبب گسترش نفوز ایرانیان در دستگاه خلفا, آییین های نوروز به این دستگاه راه یافت. در گزارش های تاریخی آمده است که هارون الرشید, خلیفه ی نامور عباسی, هزاران سکه ی نقره در نوروز سال 211 هجری, در شهر بغداد به بزرگانی که به دیدن او رفته بودند, پیشکش داد.
دلبستگی ایرانیان به باورهای گذشته ی خود, نوروز را نمادی از شکوه و شناسه ی ایرانی کرد. در سراسر روزگار پس از ساسانیان, حتا در زمان خلیفه هایی که باور چندانی به این آیین ها نداشتند, نوروز برپا بود و آشنایی و آگاهی فرمانروایان اموی و عباسی از آیین پیشکشدادن, نشان دهنده ی گرایش فرمانروایان تازی به برگزاری نوروز است.

15. مردآویز زیاری (مازندرانی) از قهرمانان ملی ایران که بر بخش های بزرگی از ایران زمین فرمانروایی می کرد و اصفهان را به پایتختی خود برگزیده بود, کمر به برگزاری آیین های ملی ایران همچون تیرگان, مهرگان, سده, و مهم تر از همه نوروز, درست به مانند زمان ساسانسان, بست و در این راه سخت کوشی بسیار از خود نشان داد.
آدمی گاهی تنها نیازمند فرصت و بهانه ای است تا آن چه را در دل دارد بر زبان آورد. گاهی این فرصت مدت ها به او داده نمی شود. شاید نوروز, همان فرصت و بهانه ای است که ما, آن چه را در دل داریم, بر زبان آوریم; و شاید آغازی است برای آن که دوستی هایمان را از سر بگیریم و پایانی است برای دشمنی ها و کینه هایی که روزها و شب ها در دل داشته ایم. گاهی هیچ چیز نمی تواند, جایگزین درودی از سر مهر, از سینه ای بی کینه, که روزی کینه ی تو را در خود داشت, شود. نوروز هنگامه ی خوبی است برای پیشکش کردن بهترین و ارزان ترین و زیباترین عیدانه, پیشکش کردن مهر و دور ریختن کینه ها.
-------------------------------
اولین ارسال 1391
سالی پر از شادی و سلامی و موفقیت برای همه ایرانیان آرزومندم.
عیدتان مبارک
۱۳۹۰ اسفند ۲۹, دوشنبه


لحظه‌ی تحویل سال 1391 در شهرهای گوناگون جهان، منتشر شد.
برپایه‌ی اعلام رسمی موسسه‌ی ژئوفیزیك دانشگاه تهران، سال 1390 در روز سه‌شنبه، 8 و 44 دقیقه و 27 ثانیه روز سه‌شنبه یكم فروردین‌ماه به پایان می‌رسد و سال جدید تحویل خواهد شد.
برهمین پایه، جدول تحویل سال در شهرهای گوناگون از كشورهای آمریكا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، آلمان، یونان، مالزی و اندونزی، منتشر شده است.
برپایه‌ی این جدول، سال جدید خورشیدی، ساعت 5 و 14 دقیقه‌ی بامداد به وقت گرینویچ تحویل خواهد شد.
در پی درخواست خوانندگان «امرداد»، لحظه‌ی تحویل سال در برخی شهرهای دیگر نیز در جدولی جداگانه تهیه شده و در دسترس خوانندگان خواهد بود.
توضیح جدول: AM به معنای پیش از نیمروز و PM پس از نیمروز است.
ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و 27 ثانیه صبح سه شنبه اول فروردین ۱۳۹۱ در ایران
تهران-ایران
سه‌شنبه
08:44:27 AM
March 20, 2012
نیویورك-آمریكا
سه‌شنبه
01:11:00 AM
March 20, 2012
شیكاگو-آمریكا
سه‌شنبه
00:14:00 AM
March 20, 2012
دنور-آمریكا
دوشنبه
11:14:00 PM
March 19, 2012
لس‌آنجلس-آمریكا
دوشنبه
10:14:00 PM
March 19, 2012
لندن-انگلستان
سه‌شنبه
05:14:00 AM
March 20, 2012
پاریس-فرانسه
سه‌شنبه
06:14:00 AM
March 20, 2012
رم-ایتالیا
سه‌شنبه
06:14:00 AM
March 20, 2012
برلین-آلمان
سه‌شنبه
06:14:00 AM
March 20, 2012
آتن- یونان
سه‌شنبه
07:14:00 AM
March 20, 2012
جاكارتا- اندونزی
سه‌شنبه
12:14:00 pM
March 20, 2012
مسكو- روسیه
سه‌شنبه
08:14:00 AM
March 20, 2012
كوالالامپور- مالزی
سه‌شنبه
01:14:00 PM
March 20, 2012
توكیو- ژاپن
سه‌شنبه
02:14:00 PM
March 20, 2012
سیدنی-استرالیا
سه‌شنبه
04:14:00 PM
March 20, 2012
گرینویچ- انگلستان
( ساعت معیار جهانی)
سه‌شنبه
05:14:00 AM
March 20, 2012

ادامه ...
------------------------------

4. بر پایه ی باورهای سنتی زرتشتیان, آفرینش جهان در شش گام بوده است. در پایان هر گام آفرینش, زرتشتیانجشنی برپا می دارند به نام "گهنبار"; که شش چهره (نوبت) دارد. نخستین آفرینش; "آسمان", که به یاری آسمان, "شادی" نیز آفریده می شود. دومین; "آب", سومین; "زمین", چهارمین; "گیاه", پنجمین; "گاو" (نماد حیوانات سودمند) و واپسین گهنبار, که سالگرد آفرینش انسان است, "همس پت میدیم"; که همان "با هم بودن و با هم گرد آمدن است" و پنج روز پایان سال; پنج روز "پنجه" را در بر می گیرد. این آفرینش بهترین و زیباترین آفرینش اهورایی است. در این روز کیومرس آفریده می شود که نیای آدمیان امروزی است; ودر پایان این آفرینش و روز به کمال رسیدن انسان است. به همین انگیزه, جشنی بزرگ برپا می شود که همانا نوروز است.
این نگاه به نوروز سبب آن شد که در داستان ها و باورهای ایرانیان, به این روز, باروری و زایش همه ی نیکویی ها نسبت داده شود و گویند هر آن چه در خور جایگاه والای انسانی است, در این روز, به همراه انسان آفریده شده است.


۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه
نوروز, جان ما را می نوازد و شادی و سرور ویژه ای از نو شدن روز و ماه و سال به ما دست می دهد. اینک هزاره ها و سده های بسیاری است که مردم ایران, با هر زبان و از هر قومی, نو شدن سال و نو شدن طبیعت را با آیین های ویژه ی ملی و قومی جشن می گیرند و چهره ی این سرزمین را دگرگون می کنند. نوروز به گفته ی ابوریحان بیرونی, روز "نوزایی آفرینش" و به نوشته ی شمس الدین محمد دمشقی, روز "آفرینش نور" و روزی است که مردم را در این روزی نو از ماهی نو و سالی نو به آراسته و نوگردانیدن آن چه گذشت زمان کهنه کرده بر می انگیزاند.



[تصویر: happy_new_year_151.jpg]
۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه
دعای تحویل سال پارسی ...

گشت گرداگرد مهر تابناک, ایران زمین
روز نو آمد و شد شادی برون زندرکمین
ای تو یزدان, ای تو گرداننده ی مهر و سپر
برترینش کن برایم این زمان و این زمین


[تصویر: 428685_406227719394147_295169713833282_1...942_n1.jpg]

پیشاپیش نوروز 2571 به همگی شادباش میگویم.