می گویم ...

آموخته ام، ... ببینم ندیده ها را، ... بشنوم نشنیده ها را، ... بدانم ندانسته ها را، ... بفهمم دوست داشتن ها و تنفرها را، ... تصمیم بگیرم، ... عمل کنم و ... محکم بایستم. .

تنها دانستم سکوت جایز نیست.
زیـــــــرا آزادی, سپیدی و مهر را می ستایم ... و اینک از آن بی بهره ایم
پس می جنگم و تنها چاره مان این است.


و سخنم با پلیدان روسیاه این است:
گیرم در باورتان به خاک نشسته ام
وساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
باریشه چه می کنید
گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که میزنید
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید

با پشتیبانی Blogger.

پارسی بگوییم ...

آخرین خبرها






‏نمایش پست‌ها با برچسب یزید. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یزید. نمایش همه پست‌ها
۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه
راستی این حسین کی است که عوام و بعضن خواص هرساله در این روزها برایش گریبان می درند و بر سر می کوبند

سینه را با ضربات و حشیانه ی مشت و کف دست پاره پاره

پشتشان را با تیغ و زنجیر جنون، خونین و سیاه

و سرشان را با قمه ی جهل، تکه تکه می کنند؟

و راستی آیا می دانند این فرد کی است و برای چی و یا چه چیز جانش را و به قول خودشان، جان ِ یاران و اهل بیتش را داد؟

از اندک خواص که بگذریم, مطمئن عوام نمی دانند و بدون آگاهی بر سر و سینه و پشت خودشان می کوبند.

اما خواص چرا؟