می گویم ...

تنها دانستم سکوت جایز نیست.
زیـــــــرا آزادی, سپیدی و مهر را می ستایم ... و اینک از آن بی بهره ایم
پس می جنگم و تنها چاره مان این است.
و سخنم با پلیدان روسیاه این است:
گیرم در باورتان به خاک نشسته ام
وساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
باریشه چه می کنید
گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که میزنید
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
با پشتیبانی Blogger.
پارسی بگوییم ...
آخرین خبرها
۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه
محمد بچه ای یتیم که تحت سرپرستی فقیرترین عموی خود بود و کودکی سختی داشت داعیه ی پیامبری سر داد
مردم قریش نمی خواستند زیر بار یکی از امثال خود بروند بهمین خاطر می گویند:
«وَ ﻗﺎﻟُﻮ ﻣﺎﻟﻬﺬَا اﻟﺮﱠﺳُﻮلِ ﻳَﺎﮐُﻞَ اﻟّﻄَﺎمَ وَ ﻳَﻤﺸﯽ ﻓﯽُ اﻻﺳﻮاقِ ﻟَﻮﻻ اَﻧﺰِلَ اَﻟﻴﻪُﻣَﻠَﮏ ﻓَﻴﮑُﻮنَﻣَﻌَﻪُ ﻧَﺬﻳﺮاً. اَو ﻳُﻠﻘﯽ اَﻟﻴﻪِﮐَﻨﺰُاَو ﺗﮑُﻮُنَ ﻟَﻪُ ﺟَﻨﱠﻪُ ﻳَﺎﮐُﻞ ﻣِﻨﻬﺎ وَ ﻗﺎلَ اﻟﻈّﺎﻟِﻤُﻮنَ اِن ﺗَﺘﱠﺒِﻌُﻦَ اِﻻّ رَﺟُﻼًﻣَﺴﺤُﻮراً»
سوره فرقان ایه های 7و8
و گفتند اين چه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه میرود چرا فرشته اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد (۷)
يا گنجى به طرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از [بار و بر] آن بخورد و ستمكاران گفتند جز مردى افسونشده را دنبال نمىكنيد (۸)
در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻳﻦ ﺗﻘﺎﺿﺎ و ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺟﻮﻳﯽ، ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺟﻮاﺑﯽ ﻧﻤﯽ دهد و ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻣﻌﺠﺰﻩ را ﺑﺎ ﺳﮑﻮت ﺑﺮﮔﺬار ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!!!
وﻟﯽ در ﭼﻨﺪ ﺁﻳﻪﺑﻌﺪ (ﺁﻳﻪ ٣٠ ﺳﻮرﻩ ﻓﺮﻗﺎن) ﺑﻪﻳﮏ ﻗﺴﻤﺖ از اﻳﺮادهای ﺁﻧﻬﺎ از ﻗﻮل ﺧﺪا ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ دهدﮐﻪﻗﺒﻞ از ﺗﻮ هر ﭘﻴﻐﻤﺒﺮی راﮐﻪ ﻣﺄﻣﻮر هداﻳﺖ ﺧﻠﻖ ﮐﺮدﻳﻢ هم ﻏﺬاﻣﯽ ﺧﻮردﻧﺪ و هم در ﺑﺎزارهاراﻩﻣﯽ رﻓﺘﻨﺪ.
مردم قریش نمی خواستند زیر بار یکی از امثال خود بروند بهمین خاطر می گویند:
«وَ ﻗﺎﻟُﻮ ﻣﺎﻟﻬﺬَا اﻟﺮﱠﺳُﻮلِ ﻳَﺎﮐُﻞَ اﻟّﻄَﺎمَ وَ ﻳَﻤﺸﯽ ﻓﯽُ اﻻﺳﻮاقِ ﻟَﻮﻻ اَﻧﺰِلَ اَﻟﻴﻪُﻣَﻠَﮏ ﻓَﻴﮑُﻮنَﻣَﻌَﻪُ ﻧَﺬﻳﺮاً. اَو ﻳُﻠﻘﯽ اَﻟﻴﻪِﮐَﻨﺰُاَو ﺗﮑُﻮُنَ ﻟَﻪُ ﺟَﻨﱠﻪُ ﻳَﺎﮐُﻞ ﻣِﻨﻬﺎ وَ ﻗﺎلَ اﻟﻈّﺎﻟِﻤُﻮنَ اِن ﺗَﺘﱠﺒِﻌُﻦَ اِﻻّ رَﺟُﻼًﻣَﺴﺤُﻮراً»
سوره فرقان ایه های 7و8
و گفتند اين چه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه میرود چرا فرشته اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد (۷)
يا گنجى به طرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از [بار و بر] آن بخورد و ستمكاران گفتند جز مردى افسونشده را دنبال نمىكنيد (۸)
در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻳﻦ ﺗﻘﺎﺿﺎ و ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺟﻮﻳﯽ، ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺟﻮاﺑﯽ ﻧﻤﯽ دهد و ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻣﻌﺠﺰﻩ را ﺑﺎ ﺳﮑﻮت ﺑﺮﮔﺬار ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!!!
وﻟﯽ در ﭼﻨﺪ ﺁﻳﻪﺑﻌﺪ (ﺁﻳﻪ ٣٠ ﺳﻮرﻩ ﻓﺮﻗﺎن) ﺑﻪﻳﮏ ﻗﺴﻤﺖ از اﻳﺮادهای ﺁﻧﻬﺎ از ﻗﻮل ﺧﺪا ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ دهدﮐﻪﻗﺒﻞ از ﺗﻮ هر ﭘﻴﻐﻤﺒﺮی راﮐﻪ ﻣﺄﻣﻮر هداﻳﺖ ﺧﻠﻖ ﮐﺮدﻳﻢ هم ﻏﺬاﻣﯽ ﺧﻮردﻧﺪ و هم در ﺑﺎزارهاراﻩﻣﯽ رﻓﺘﻨﺪ.
۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه
متاسفانه دو اصطلاح غلط و از پایه دروغ در میان مسلمانان رواج یافته است که شبانه روز طوطی وار انرا بیان میکنند انها ادعا میکنند که اسلام و در راس ان قران سبب پیشرفتهای علمی! بسیاری در کشورهای اسلامی شده است و از آن نتیجه میگیرند که اسلام آنقدرها هم که امروزه به نظر میرسد بد نیست و اگر نتیجه 1400 سال حضور اسلام در میان مسلمانان در امروز چیزی جز بدبختی و نکبت نیست، این اسلام اکنون است که به این شکل است و به دلیل دخالت اجنبی ها! به این روز افتاده است و روزگاری اسلام باعث پیشرفت و بهروزی مردمان بود!! در این پست قرار است این ادعا را مورد بررسی قرار دهیم :
یکی از این اصطلاحات غلط، اصطلاح «تمدن اسلامی» است! مگر ما تمدن مسیحی، تمدن یهودی، تمدن بودایی داریم که تمدن اسلامی هم داشته باشیم؟ اگر منظور اینست که تمدن های ملت مسلمان ناشی از مکتب اسلام است، باید یاداور شد که اسلام یک مکتب که از جامعه عرب برخاسته است و تمدن عرب هم چه قبل و چه بعد از اسلام در علوم عقلی و نقلی سهمی نداشته و مجموع تمدن عرب شعر بوده انهم از نوع حماسی یا بهتر بگوییم از نوع رجز خوانی....
در هیچ یک از علوم عقلی و نقلی عربهای پیش از اسلام تالیفی ندارند . وقتی بنام اسلام و به امید رسیدن به نان و اب، ایران و بسیاری از کشورها را متصرف شدند، امتزاج مردم این کشورها موجب شد که تمدن ترکیبی بدست اورند. از تمدنهای ایرانی و هندی و یونانی معجونی بوجود امد که تمدن کشورهای مسلمان شد و در مورد ایران، چون حکومتهای عربی دیکتاتور بودند لذا علما و دانشمندان ایرانی اکثر تالیفشان را به زبان عربی نوشتند و تمدنی برای عرب ها ساختند. ابن خلدون مورخ و جهانگرد نامدار عرب که خود مسلمان بوده است در مقدمه خود مینویسد :
هنگامی که به فروزه ها و ویژگی هایی که در قران برای بهشت تخیلی در نظر
گرفته شده نگاه میکنید نخستین چیزی که به ذهنتان میرسد اینست که نویسنده ان
تنها از چیزهایی نام برده است که وابسته به مکان هستند. یعنی چیزهایی که یا در محل سکونت نویسنده وجود داشته و یا اهالی انجا ارزوی انرا داشتند.
برای مثال اگر به میوه ها و غذاهایی که برای بهشت در نظر گرفته شده نگاه کنید تنها از میوه هایی یاد میشود (انار و خرما و موز و انگور) که به دلیل شرایط اب و هوایی در عربستان می روییده و مرسوم بوده است و گویی خداوند از اینهمه میوه و غذاهای رنگارنگ موجود در جهان که بسیار بسیار خوشمزه تر از میوه های ذکر شده قران است بی خبر بوده. درباره نوشیدنی ها نیز همین قضیه حکمفرماست. زیرا در بهشت الله تنها نوشیدنی هایی (شیر و عسل و شراب) وجود دارد که در عربستان مرسوم بوده و گویی خداوند تبارک و تعالی (محمد) از اینهمه نوشیدنی موجود در جهان هیچ خبری نداشته است. و این بخاطر این است که الله عزیز! پایش! را از منطقه عربستان فراتر نگذاشته است.
همانطور که میدانید غذاها بر حسب محل زندگی و ذائقه و طبع هر شخصی متفاوتند. شما فقط همین ایران ما را در نظر بگیرید که چقدر تنوع میوه و غذا بر حسب جغرافیای زندگی وجود دارد . بنابراین غذاها و میوه ها و نوشیدنی هایی که نویسنده قران از ان به عنوان بهترین ها ! در کتاب خود نام می برد وابسته به مکان زندگی خود و تنها ایده ال اهالی محل سکونتش است نه مردمان دیگر نقاط جهان.
برای مثال اگر به میوه ها و غذاهایی که برای بهشت در نظر گرفته شده نگاه کنید تنها از میوه هایی یاد میشود (انار و خرما و موز و انگور) که به دلیل شرایط اب و هوایی در عربستان می روییده و مرسوم بوده است و گویی خداوند از اینهمه میوه و غذاهای رنگارنگ موجود در جهان که بسیار بسیار خوشمزه تر از میوه های ذکر شده قران است بی خبر بوده. درباره نوشیدنی ها نیز همین قضیه حکمفرماست. زیرا در بهشت الله تنها نوشیدنی هایی (شیر و عسل و شراب) وجود دارد که در عربستان مرسوم بوده و گویی خداوند تبارک و تعالی (محمد) از اینهمه نوشیدنی موجود در جهان هیچ خبری نداشته است. و این بخاطر این است که الله عزیز! پایش! را از منطقه عربستان فراتر نگذاشته است.
همانطور که میدانید غذاها بر حسب محل زندگی و ذائقه و طبع هر شخصی متفاوتند. شما فقط همین ایران ما را در نظر بگیرید که چقدر تنوع میوه و غذا بر حسب جغرافیای زندگی وجود دارد . بنابراین غذاها و میوه ها و نوشیدنی هایی که نویسنده قران از ان به عنوان بهترین ها ! در کتاب خود نام می برد وابسته به مکان زندگی خود و تنها ایده ال اهالی محل سکونتش است نه مردمان دیگر نقاط جهان.
با اين كه 26 ژوئن 1941 (پنجم تير 1320)، پنج روز پس از آغاز تعرض آلمان به خاك شوروي، دولت ايران بي طرفي كامل خود
را در جنگ ميان آن دو كشور به دولت شوروي اعلام داشته بود و دولت مسكو از
اين اقدام ايران سپاسگزاري كرده بود و رضا شاه دستور خروج آلماني ها يي را
كه وجودشان در ايران لازم نبود داده بود، بامداد روزي چون امروز – 25
اآگوست درسال 1941 ميلادي برابر با سوم شهريور ماه 1320 خورشيدي – نيروهاي
شوروي و انگلستان تعرض خود را آغاز کردند و از چند نقطه وارد ايران شدند.
انگلستان مدتها بود كه مقدمات اين كار را آماده مي كرد و براي اين منظور از
هند به عراق سرباز فرستاده بود و گروهي نظامي را هم به مرزهاي جنوب شرقي
ايران گسيل داشته بود و مطبوعات لندن به انتقاد از رضا شاه دست زده بودند.
۱۳۹۲ شهریور ۲, شنبه
یکی از مضحک ترین افسانه های کتابهای اسمانی!
(تورات و انجیل و قران) که مرغ مرده را هم به خنده وا می دارد شکافته شدن
اب دریا بوسیله موسی است. طبق معمول این افسانه نخست در تورات بیان شد و
سپس دو کتاب دیگر بویژه قران از ان رونوشت
برداری کرده اند. خود کتاب تورات نیز طبق معمول افسانه های خود را از
ادبیات و داستانهای دیگر ملل ها دزدی ادبی کرده است که افسانه شکافته شدن
دریا در پیش روی یک لشگر و عبور ان از یک مسیر خشک رونوشت دقیق از افسانه ی
بابلی است که دست کم به هزار سال پیش از تورات بر میگردد.
چه شد که اینگونه خوار و فرومایه گشتیم و در برابر بی حرمتی ها و لجن مال شدن اندیشه و فرهنگمان (که سراسر مهرورزی و همازوری بوده و پهلوانانی چون رستم،بابک خرمدین،آرش،سندباد،ابومسلم،کاوه و…داشتیم ) ،چنین سرافکنده و بی مایه سر در گریبان برده و سکوت اختیار میکنیم؟(همانند جوانانی که در همدان نظاره گر دستگیری آن شیردخترهستند). روزی نیست که اخبار غمبار از کشتار هم میهنمان نشنویم، و در این وادی شاهد مد شدن خبر تجاوز به دختران ایرانشهر در صفحات وب میباشیم.
یارانی دلیل این بی مایگی نزد ایرانیان را جویا بودند و من نیز، تا به نوشته ای از روانشاد کوروش آریامنش برخوردم و ایشان چه زیبا ریشه های این بی صفتی را در فراموش کردن بن و ریشه پارسی و سرمشق قراردادن عده ای تازی شکمباره بیابانگرد که بزرگترین خدمتشان به ایرانیان به کنیزی گرفتن زنانشان و از دم تیغ گزراندن مردانشان بوده،دانسته است.روی سخن با تو دوست اسلام باور است که می دانم همچون گذشته سیل دشنام های رکیک و در خور خود را روانه ام خواهی کرد، سوال اینجاست آیا کسی که خود را شیعه علی و حسین تازی میداند و آنان را تا مقام خدایی بالا میبرد و شجاعت و دلاوریشان را می ستاید چگونه است که چنین بی مایگی را بر می تابد و خم بر ابروان نمی آورد؟ که اگر سرمشقی دروغین را نگذیده بودید چنین بی آبرو نمی بودید و چنین گستاخانه فحاشی نمیکردید.
تازيان و به دنباله آنها سرسپردگانشان که بدبختانه گروهی از آنان شناسنامه ايرانی نيز دارند و در ايران زاده شده اند ولی به هيچ رو نميتوان آنها را ايرانی دانست٬ انچنان تازشهای سهمگينی به فرهنگ و نژاد و گذشته ايرانی کرده اند که شايد عده بسيار کمی باشند که گذشته پرفر و شکوه و فرهنگ پرفروغش را که روزی با گستردگی هرچه بيشتر در پهنه گيتی پرتوافشانی ميکرد٬ بشناسند و از بن و ريشه خود آگاه باشد. زيرا تاکنون چنين پزيرفته اند که:
۱۳۹۲ مرداد ۳۰, چهارشنبه
دو رویداد: سرنگونی مصدق و آتش زدن سینما رکس با
یکدیگر پیوند دارند. روز ۲۸ امرداد ماه ۱۳۵۷ بیست و پنجمین سالروز سرنگونی
"محمد مصدق" بود. "جبهه ملی" بر آن بود که این روز را در یاد ایرانیان
فراموش ناشدنی کند و انتقام خود را از ملت ایران بگیرد.
"جمشید آموزگار" در روز ۳ شهریور ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت و سیاست فضای سیاسی آزاد را در برنامهاش گنجاند.
"شاهنشاه آریامهر" در سخنرانی خود در روز مشروطه ۱۴ امرداد قانون نوین مطبوعات را اعلام داشتند و فرمودند: "که در ایران همان آزادیهایی که در اروپا وجود دارد، برقرار خواهد شد و انتخابات مجلس شورای ملی دوره بیست و پنجم قانونگذاری با حزبهای آزاد برپا خواهد شد."
خمینی گفت: "شاه از کدام آزادیها میگوید؟ این شاه نیست که آزادی میدهد، بلکه الله است که آزادی میدهد، اسلام یعنی آزادی."
در این زمان "کنفدراسیون دانشجویان ایرانی" در خارج از کشور با پشتیبانی و عضویت "مهدی بازرگان" در دانشگاه تهران، "کریم سنجابی" و دیگر همبندان جبهه ملی، دست در دست اسلامیون و هواداران خمینی، برای سرنگونی شاهنشاه ایران و براندازی شاهنشاهی پارلمانی در ایران نقشه میکشیدند.
براي روز ۲۸ امرداد که روز دردناکی برای جبهه ملی است، جبهه ملی، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور و "خمینی" و "سیدعلی خامنهای"، يك برنامه شیطانی را در مغزهای پلیدشان پروراندند.
در این روز، ۲۸ سینما را در سراسر کشور به آتش کشیده شد تا این روز در تاریخ ایران فراموش نشدنی بماند. در این روز تنها از "سینما رکس" آبادان سخن گفته میشود، زیرا در آن آتشسوزی، ۴۳۰ تن از مردم آبادان در آتش، زنده زنده سوختند ولی از آتش زدن ۲۷ سینمای دیگر و چراهای آن گفته نمیشود.
اعلامیههایی که خمینی و جبهه ملی پس از سوزاندن مردم آبادان بیرون دادند، در راستای این بود که سازمان اطلاعات و امنیت کشور را آتشزننده ي سینما رکس معرفی کنند. از همه شیطانیتر، اعلامیه خمینی بود که از یک سو، پادشاه ایران را متهم کرده بود که در ایران سینما یا مرکز فحشا ساخته است تا اخلاق مردم را فاسد کند و از سوی دیگر، از هفتهها پیشتر، هواداران خمینی دیسکوتکها، کابارهها و بارها را به آتش کشیده بودند. در این روز ۲۷ سینمای دیگر در آتش سوخته بودند ولی آنها با هماهنگي و آگاهانه، این آتشزدن سینما رکس را به گردن ساواک میانداخت.
"جمشید آموزگار" در روز ۳ شهریور ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت و سیاست فضای سیاسی آزاد را در برنامهاش گنجاند.
"شاهنشاه آریامهر" در سخنرانی خود در روز مشروطه ۱۴ امرداد قانون نوین مطبوعات را اعلام داشتند و فرمودند: "که در ایران همان آزادیهایی که در اروپا وجود دارد، برقرار خواهد شد و انتخابات مجلس شورای ملی دوره بیست و پنجم قانونگذاری با حزبهای آزاد برپا خواهد شد."
خمینی گفت: "شاه از کدام آزادیها میگوید؟ این شاه نیست که آزادی میدهد، بلکه الله است که آزادی میدهد، اسلام یعنی آزادی."
در این زمان "کنفدراسیون دانشجویان ایرانی" در خارج از کشور با پشتیبانی و عضویت "مهدی بازرگان" در دانشگاه تهران، "کریم سنجابی" و دیگر همبندان جبهه ملی، دست در دست اسلامیون و هواداران خمینی، برای سرنگونی شاهنشاه ایران و براندازی شاهنشاهی پارلمانی در ایران نقشه میکشیدند.
براي روز ۲۸ امرداد که روز دردناکی برای جبهه ملی است، جبهه ملی، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور و "خمینی" و "سیدعلی خامنهای"، يك برنامه شیطانی را در مغزهای پلیدشان پروراندند.
در این روز، ۲۸ سینما را در سراسر کشور به آتش کشیده شد تا این روز در تاریخ ایران فراموش نشدنی بماند. در این روز تنها از "سینما رکس" آبادان سخن گفته میشود، زیرا در آن آتشسوزی، ۴۳۰ تن از مردم آبادان در آتش، زنده زنده سوختند ولی از آتش زدن ۲۷ سینمای دیگر و چراهای آن گفته نمیشود.
اعلامیههایی که خمینی و جبهه ملی پس از سوزاندن مردم آبادان بیرون دادند، در راستای این بود که سازمان اطلاعات و امنیت کشور را آتشزننده ي سینما رکس معرفی کنند. از همه شیطانیتر، اعلامیه خمینی بود که از یک سو، پادشاه ایران را متهم کرده بود که در ایران سینما یا مرکز فحشا ساخته است تا اخلاق مردم را فاسد کند و از سوی دیگر، از هفتهها پیشتر، هواداران خمینی دیسکوتکها، کابارهها و بارها را به آتش کشیده بودند. در این روز ۲۷ سینمای دیگر در آتش سوخته بودند ولی آنها با هماهنگي و آگاهانه، این آتشزدن سینما رکس را به گردن ساواک میانداخت.
برچسبها:28 مرداد,آبادان,انقلاب اسلامی,سینما رکس | 0
نظرات
۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه
یکی از جالبترین! سوره های قران که نشان دهنده ی اوج توانایی! نویسنده ی
ان است متن سوره الرحمن است. سوره ای که دارای 78 ایه است و از این 78 ایه
31 ایه ان بطرز بسیارعجیبی! تکراری هستند. یعنی یک ایه را 31 بار تکرار
کرده است. متن ایه چنین است :
« کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار میکنید ! »
( ایات 13 ، 16، 18، 21، 23، 25، 28، 30، 32، 34، 36، 38، 40، 42، 45، 47، 49، 51، 53، 55، 57، 59، 61، 63، 65، 67، 69، 71، 73، 75، 77 )
توجه می فرمایید! تقریبا در هر یک ایه در میان یکبار جمله ی مذکور را بکار برده است. معمولا کسانیکه سخنان و ادعاهایشان دارای منطق بسیار ضعیفی است و چیز جدیدی برای ارائه دادن ندارند به تکرار مکرارات می پردازند. دقیقا مثل نویسنده این سوره. البته نویسنده این سوره دیگه شورش را دراورده! گویی فقط میخواسته یک صفحه ای پر کرده باشد. جالبش اینست که نام اینرا هم گذاشتند فصاحت و بلاغت!! خوب الله ، محمد، نویسنده ی عزیز! تو که ادعای خدایت گوش فلک رو کرده! اگر سخنت راست و منطقی است پس اینهمه تکرار برای چیست؟ ایا بهتر نبود بجای 31 بار تکرار کردن یک جمله ی بی معنی که هیچ سودی برای بشر ندارد یک جمله ی درست در مون میگفتی که هم راهگشای زندگی مردم باشد و هم پیروانت صبح تا شب کل ایات قران رو زیر و رو نکنند تا با دروغ یک چیزی سمبل کنند و به عنوان معجزه بخورد مردم بدهند!
باری، در زبان فارسی یک ضرب المثل بسیار زیبا داریم که میگوید «کم گوی و گوزیده گوی چون در» ولی مثل اینکه الله به چنین چیزی اعتقادی ندارد! و بیشتر با گزافه گویی حال میکند!
« کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار میکنید ! »
( ایات 13 ، 16، 18، 21، 23، 25، 28، 30، 32، 34، 36، 38، 40، 42، 45، 47، 49، 51، 53، 55، 57، 59، 61، 63، 65، 67، 69، 71، 73، 75، 77 )
توجه می فرمایید! تقریبا در هر یک ایه در میان یکبار جمله ی مذکور را بکار برده است. معمولا کسانیکه سخنان و ادعاهایشان دارای منطق بسیار ضعیفی است و چیز جدیدی برای ارائه دادن ندارند به تکرار مکرارات می پردازند. دقیقا مثل نویسنده این سوره. البته نویسنده این سوره دیگه شورش را دراورده! گویی فقط میخواسته یک صفحه ای پر کرده باشد. جالبش اینست که نام اینرا هم گذاشتند فصاحت و بلاغت!! خوب الله ، محمد، نویسنده ی عزیز! تو که ادعای خدایت گوش فلک رو کرده! اگر سخنت راست و منطقی است پس اینهمه تکرار برای چیست؟ ایا بهتر نبود بجای 31 بار تکرار کردن یک جمله ی بی معنی که هیچ سودی برای بشر ندارد یک جمله ی درست در مون میگفتی که هم راهگشای زندگی مردم باشد و هم پیروانت صبح تا شب کل ایات قران رو زیر و رو نکنند تا با دروغ یک چیزی سمبل کنند و به عنوان معجزه بخورد مردم بدهند!
باری، در زبان فارسی یک ضرب المثل بسیار زیبا داریم که میگوید «کم گوی و گوزیده گوی چون در» ولی مثل اینکه الله به چنین چیزی اعتقادی ندارد! و بیشتر با گزافه گویی حال میکند!
۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه
چهاردهم
آگوست 1971 انگليسي ها به بحرين 660 كيلومتري مركب از 33 جزيره كوچك و
بزرگ كه امروزه حدود 700 هزار تن جمعيت دارد استقلال دادند. انگليسي ها در
طول سلطه بر بحرين تلاش بسيار كردند تا ماهيّت ايراني آن را تضعيف كنند. در
طول سلطه انگليسي ها، همواره بر سر بحرين ميان دولت ايران و دولت لندن
مشاجره بود و اين مشاجرات در زمان حكومت دكتر مصدق به اوج رسيده بود. پارلمان ايران با تصويب يك قانون، بحرين را استان چهاردهم ايران قرار داده بود.
بحرين از آغاز تاسيس ايران واحد در زمان كوروش بزرگ، بخشي از ايرانزمين بود و «ميش ماهيگ (ماهي گوسفند نما)» خوانده مي شد. در زمان ساسانيان، اعراب كوشيدند كه به آنجا مهاجرت كنند كه شاپور يکم و شاپور دوم (ذوالاکتاف) آنان را اخراج كردند. شاپور دوم شانه هاي اعراب مهاجم را سوراخ کرد و آنان را به ريسمان كشيد تا بارديگر وارد بحرين نشوند. در دوران ساسانيان مناطق واقع در غرب خليج فارس از جمله قطيف و ... را هم بحرين مي گفتند. سرزميني که کويت خوانده مي شود دنباله ايالت اِراک بود که پايتخت ايران ـ تيسفون ـ در اين ايالت واقع شده بود. نامي که از دهه سوم قرن بيستم برکشور تازه ساخت (عراق) گذارده شده است از نام استان (ساتراپي) اِراک گرفته شده است.
درپي شكست نظامي ايران از اعراب مسلمان در سده هفتم ميلادي، مهاجرت اعراب بدوي (صحرا نشين) از جزيرةالعرب به ميش ماهيگ از سر گرفته شد كه بوئيان (ديلميان) بار ديگر آنان را سركوب كردند و اين جزاير و قطر را در كنترل حاكم فارس (شيراز) قراردادند. اين جزاير با حفظ ماهيت ايراني (مذهب شيعه، زبان فارسي، و فرهنگ ايراني) تا قرن 16 و ورود پرتغالي ها به خليج فارس همچنان بخشي از ايالت فارس بودند. صفويان در سال 1602 پرتغالي ها را اخراج و حالت قبلي را به جزاير بحرين بازگردانيدند. نادرشاه در ايرانيزه كردن منطقه خليج فارس و امتداد آن وضعيت تا جزاير زنگبار تلاش بسيار كرد و به ساخت كشتي جنگي همت گمارد تا مانع بازگشت اروپاييان شود. پس از كريم خان زند، انگليسي ها بر جزاير خليج فارس سلطه يافتند زيرا كه ايران فاقد نيروي دريايي موثر بود. انگليسي ها اقليت سنّي و خاندان آل خليفه (اعراب مهاجر از جزيرة العرب) را حاكم بر جزاير بحرين كردند. با وجود اين، حاكم وقت اين جزاير با دربار ناصرالدين شاه ارتباط دوستانه داشت و پس از آن نيز اين حكام سعي مي كردند كه كاري نكنند كه باعث تحريك ايرانيان شوند.
احياء ناسيوناليسم ايراني، و تلاش هاي دوران رضاشاه و دكتر مصدق براي پس گرفتن بحرين از انگلستان عملا نتيجه معكوس داد و باعث رانده شدن اكثريت 70 درصدي شيعه اين جزاير كه عمدتا از تبار ايراني هستند از حكومت و قدرت شد و وضعيتي شبيه شيعيان عراق وقت به وجود آمد و ....
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp
بحرين از آغاز تاسيس ايران واحد در زمان كوروش بزرگ، بخشي از ايرانزمين بود و «ميش ماهيگ (ماهي گوسفند نما)» خوانده مي شد. در زمان ساسانيان، اعراب كوشيدند كه به آنجا مهاجرت كنند كه شاپور يکم و شاپور دوم (ذوالاکتاف) آنان را اخراج كردند. شاپور دوم شانه هاي اعراب مهاجم را سوراخ کرد و آنان را به ريسمان كشيد تا بارديگر وارد بحرين نشوند. در دوران ساسانيان مناطق واقع در غرب خليج فارس از جمله قطيف و ... را هم بحرين مي گفتند. سرزميني که کويت خوانده مي شود دنباله ايالت اِراک بود که پايتخت ايران ـ تيسفون ـ در اين ايالت واقع شده بود. نامي که از دهه سوم قرن بيستم برکشور تازه ساخت (عراق) گذارده شده است از نام استان (ساتراپي) اِراک گرفته شده است.
درپي شكست نظامي ايران از اعراب مسلمان در سده هفتم ميلادي، مهاجرت اعراب بدوي (صحرا نشين) از جزيرةالعرب به ميش ماهيگ از سر گرفته شد كه بوئيان (ديلميان) بار ديگر آنان را سركوب كردند و اين جزاير و قطر را در كنترل حاكم فارس (شيراز) قراردادند. اين جزاير با حفظ ماهيت ايراني (مذهب شيعه، زبان فارسي، و فرهنگ ايراني) تا قرن 16 و ورود پرتغالي ها به خليج فارس همچنان بخشي از ايالت فارس بودند. صفويان در سال 1602 پرتغالي ها را اخراج و حالت قبلي را به جزاير بحرين بازگردانيدند. نادرشاه در ايرانيزه كردن منطقه خليج فارس و امتداد آن وضعيت تا جزاير زنگبار تلاش بسيار كرد و به ساخت كشتي جنگي همت گمارد تا مانع بازگشت اروپاييان شود. پس از كريم خان زند، انگليسي ها بر جزاير خليج فارس سلطه يافتند زيرا كه ايران فاقد نيروي دريايي موثر بود. انگليسي ها اقليت سنّي و خاندان آل خليفه (اعراب مهاجر از جزيرة العرب) را حاكم بر جزاير بحرين كردند. با وجود اين، حاكم وقت اين جزاير با دربار ناصرالدين شاه ارتباط دوستانه داشت و پس از آن نيز اين حكام سعي مي كردند كه كاري نكنند كه باعث تحريك ايرانيان شوند.
احياء ناسيوناليسم ايراني، و تلاش هاي دوران رضاشاه و دكتر مصدق براي پس گرفتن بحرين از انگلستان عملا نتيجه معكوس داد و باعث رانده شدن اكثريت 70 درصدي شيعه اين جزاير كه عمدتا از تبار ايراني هستند از حكومت و قدرت شد و وضعيتي شبيه شيعيان عراق وقت به وجود آمد و ....
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp
عقاید یک نفر هندو که به موشها احترام میگذارد برای سایرین بی معناست ولی برای یک هندو نهایت معنویت
و عشق است . او به حال و روز مسیحیان و مسلمانان و یهودیان ، افسوس
میخورد که چرا معنویت موشپرستی را درک نمیکنند و چشمانشان را بروی حقیقت
بستهاند !
مسیحیها و مسلمانها نسبت به عکس معبد موشها هیچ حسی ندارند ولی برای یک نفر هندو که آییناش پرستش موشهاست ، تصویر معبد موشها نماد یک معبد مقدس است و برای او مفهوم احترام آمیز معنوی دارد .
مسیحیها و مسلمانها نسبت به عکس معبد موشها هیچ حسی ندارند ولی برای یک نفر هندو که آییناش پرستش موشهاست ، تصویر معبد موشها نماد یک معبد مقدس است و برای او مفهوم احترام آمیز معنوی دارد .
هر شخص تصور میکند دین و باورش بهترین و منطقیترین و زیباترین باور و دین دنیاست ! مسلمانها و مسیحیان همانقدر بر درست بودن قواعد دینشان اصرار دارند که یک یهودی ساکن بیت اللحم بر درست بودن خم و راست شدن در مقابل دیوار ندبه .
اگر در قبیلهی کيکويوها متولد شده بودیم اکنون به خدایی به نام (انگای) اعتقاد داشتیم که در قله کوه کنيا ( قبله قبيله) زندگي مينمايد . کوه کنیا برایمان یک مکان مقدس مذهبی بود و انگای خدای بزرگ و قادر مطلق و منزهمان بود که همراه برفها در قله کوه قرار گرفته و از آنجا همه چيز را زير نظر دارد .
یک یهودی به یهوه اعتقاد دارد . از دید او مسیحیها و مسلمانها بر صراط مستقیم نیستند . همانطور که از دید مسیحیها و مسلمانها خم و راست شدندر مقابل دیوار ندبه با آن کلاه و موهای گیس شده مضحک به نظر میرسد . عقاید و آداب دینی هندوها برای سایرین مضحک و ابلهانه به نظر خواهد رسید .
اگر در قبیله واگانگا یا قبايل برانا و گابرا borana در افریقا متولد شده بودیم مبانی فکری قبیله و خدایان آنها برایمان مقدس بود و سعی میکردیم با تمام قوا از عقایدمان دفاع کنیم و سایرین را به آئین خود دعوت کنیم .
مذهبی که امروز به آن باور دارید ، بیش از هر چیز زاده جبر جغرافیا و حاصل دینِ آبا و اجدادی شماست .
۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه
نمی دانم چرا ...
از آن لحظه که بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند ...
دیگر نه عصا مار شد ...
نه دریا شکافته شد ...
نه ماه به دو نیم تقسیم شد ...
نه فرزندی بدون پدر متولد شد ...
نه مرده ای زنده شد ...
نه انسانی در دهان ماهی رفت ...
نه ایه ای نازل شد ....
نه شتری از دل کوه بیرون آمد ...
و نه آتشی گلستان شد .
از آن لحظه که بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند ...
دیگر نه عصا مار شد ...
نه دریا شکافته شد ...
نه ماه به دو نیم تقسیم شد ...
نه فرزندی بدون پدر متولد شد ...
نه مرده ای زنده شد ...
نه انسانی در دهان ماهی رفت ...
نه ایه ای نازل شد ....
نه شتری از دل کوه بیرون آمد ...
و نه آتشی گلستان شد .
۱۳۹۲ مرداد ۱۷, پنجشنبه
گزارش گر: پارسا محمدی / گزارش رادیوزمانه از ماه رمضان در ایران
افراد زیادی در ایران مجبور هستند یک ماه در سال به صورت مخفیانه غذا بخورند و حالا که روزهای بلند تابستان طول زمان شرعی روزهداری را به ۱۸ ساعت رسانده است کلافگی و آشفتگی کسانی که روزه نمیگیرند به اوج خود رسیده است؛ چراکه مطابق قوانین حکومت، هرکس قوانین اسلام را رعایت نکند شدیداً تنبیه میشود.
در گذشته گشتهای ثارالله روزهخواران را وادار به کندن چندین قبر در گورستانها میکردند. زمانی جریمه نقدی ۱۵ هزار تومانی جایگزین این تنبیه شد و زمانی دیگر پلیس ایران حتی در کوهستانهای مرتفع با ایجاد گشتهایی ویژه با کوهنوردان روزهخوار برخورد کرد. شدت برخورد پلیس ایران با این نوع مسائل کاملاً وابسته به شرایط سیاسی است.
امسال نیز آغاز ماه رمضان همزمان شد با ایستادن ماموران پلیس در گیتهای ورودی مترو، قطع آبخوریهای عمومی و مانند همیشه بسته شدن اجباری غذاخوریها که پیش از این به آن پرداختیم.
این گزارش را بخوانید:
روزهداری و تظاهر روزهداری
گزارش زیر گوشهای از سختیهای ایرانیانی را نشان میدهد که به هر دلیل روزه نمیگیرند و مجبور هستند به طریق ممکن این ماه را پشت سر بگذارند.
غذا خوردن مشکلی نیست. توی این گرما آب خوردن دردسر شده!
۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه
هیتلر یهودیان را کشت
علی یهودیان را کشت
هیتلر=علی ؟؟
اما علی تنها 900 یهودی را در یک روز سر برید ولی هیتلر بیش از 6 میلیون یهودی را کشت! اما اگر علی در زمان هیتلر می زیست آیا مانند هیتلر بود؟
علی یهودیان را کشت
هیتلر=علی ؟؟
اما علی تنها 900 یهودی را در یک روز سر برید ولی هیتلر بیش از 6 میلیون یهودی را کشت! اما اگر علی در زمان هیتلر می زیست آیا مانند هیتلر بود؟
کشتار قوم بنی قریظه به روایت تاریخ:
(جنایات در صدر اسلام)
در جنگ خیبر بنا به گفته تاریخ نویسان مسلمان یهودیان بنی قریظه نقض عهد کردند و به دشمنان محمد کمک کردند,
همین امر باعث شد که یاران محمد مشقات زیادی در این راه ببینند, وقتی تیر به دست سعد بن معاذ می خورد و او مجروح می شود, سعد عاملش را بنی قریظه می داند و دعا می کند که خداوند او را زنده بدارد تا انتقامش را از قوم بنی قریظه بگیرد,
محمد هم سعد بن معاذ را در حالی که از شدت درد نمی توانست راه برود برای قضاوت فرا می خواند( اینقدر اوضاعش خراب بوده که او را با خری می آوردند)
(جنایات در صدر اسلام)
در جنگ خیبر بنا به گفته تاریخ نویسان مسلمان یهودیان بنی قریظه نقض عهد کردند و به دشمنان محمد کمک کردند,
همین امر باعث شد که یاران محمد مشقات زیادی در این راه ببینند, وقتی تیر به دست سعد بن معاذ می خورد و او مجروح می شود, سعد عاملش را بنی قریظه می داند و دعا می کند که خداوند او را زنده بدارد تا انتقامش را از قوم بنی قریظه بگیرد,
محمد هم سعد بن معاذ را در حالی که از شدت درد نمی توانست راه برود برای قضاوت فرا می خواند( اینقدر اوضاعش خراب بوده که او را با خری می آوردند)
برچسبها:حضرت علی,علی,کشتار قوم بنی قریظه,کشتار یهودیان,هیتلر | 0
نظرات
- شهر ری :
در زمان حضرت علی مردم " ری " در ایران سر به طغیان بر علیه اعراب مسلمان گذاشته و از پرداخت خراج به والیان اعراب خودداری کردند بطوریکه در خراج آن دیار کسری پدید آمد.
حضرت علی " ابو موسی " را با لشکری فراوان به سرکوب شورش مردم " ری " در ایران فرستاد. (فتوح البلدان.صفحه 150)
فارس و کرمان :
مردم فارس و کرمان نیز در ایران بر علیه اعراب مسلمان قیام کردند و عمال حضرت علی را از شهر بیرون کردند.
حضرت علی برای خاموش کردن شورش مردم فارس و کرمان در ایران " زیاد بن ابیه" را به سوی فارس و کرمان فرستاد.
( جهت آشنایی با جنایات این سردار معروف " زیاد بن ابیه" به کتاب مروج الذهب. جلد2. صفحه 29 مراجعه فرمایید)
- شهر استخر :
در زمان حضرت علی نیز مردم استخر درایران باردیگر به علیه اعراب مسلمان سر به شورش گذاشتند و این بار" عبدالله ابن عباس" به فرمان حضرت علی شورش توده های مردم استخر در ایران را به خون فرو نشاند.
(فارسنامه.صفحه 136)
5 - حضرت علی در نبرد " لیله الحریر" :
حضرت علی در نبردی بنام " لیله الحریر" در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند.
(منتهی الا مال . جلد 1. صفحه 153)
تعداد کسانی که در ان شب و روز حضرت علی به دست خود کشته بود 523 کس بود. مروج الذهب . جلد 1 . صفحه 746
در زمان حضرت علی مردم " ری " در ایران سر به طغیان بر علیه اعراب مسلمان گذاشته و از پرداخت خراج به والیان اعراب خودداری کردند بطوریکه در خراج آن دیار کسری پدید آمد.
حضرت علی " ابو موسی " را با لشکری فراوان به سرکوب شورش مردم " ری " در ایران فرستاد. (فتوح البلدان.صفحه 150)
فارس و کرمان :
مردم فارس و کرمان نیز در ایران بر علیه اعراب مسلمان قیام کردند و عمال حضرت علی را از شهر بیرون کردند.
حضرت علی برای خاموش کردن شورش مردم فارس و کرمان در ایران " زیاد بن ابیه" را به سوی فارس و کرمان فرستاد.
( جهت آشنایی با جنایات این سردار معروف " زیاد بن ابیه" به کتاب مروج الذهب. جلد2. صفحه 29 مراجعه فرمایید)
- شهر استخر :
در زمان حضرت علی نیز مردم استخر درایران باردیگر به علیه اعراب مسلمان سر به شورش گذاشتند و این بار" عبدالله ابن عباس" به فرمان حضرت علی شورش توده های مردم استخر در ایران را به خون فرو نشاند.
(فارسنامه.صفحه 136)
5 - حضرت علی در نبرد " لیله الحریر" :
حضرت علی در نبردی بنام " لیله الحریر" در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند.
(منتهی الا مال . جلد 1. صفحه 153)
تعداد کسانی که در ان شب و روز حضرت علی به دست خود کشته بود 523 کس بود. مروج الذهب . جلد 1 . صفحه 746
برچسبها:حضرت علی,کشتار ایرانیان | 0
نظرات
۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سهشنبه
مصاحبه با یکی از فرزندان رضا شاه : پدرم بی جهت کسی را نکشت
خیال سلطنت نداشت. دوست داشت که احمدشاه به ایران بازگردد و اصرار هم داشت و شاید احمدشاه اگر میآمد، به نفع پدرم بود، اما در ۹ آبان ۱۳۰۴، با رای مجلس، از سلطنت خلع شدند و بعد پدرم سوگند خورد.
یکی از افراد همراه رضاشاه در تبعید او به بندر موریس در آفریقای جنوبی غلامرضا پهلوی - ششمین فرزند، سومین پسر و تنها فرزند رضاشاه پهلوی از توران امیرسلیمانی که در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۰۲ در تهران به دنیا آمده است- بود و شاید تصور نمیکرد که ۷۰ سال بعد (پاییز ۱۳۹۰) و در آستانۀ ۹۰ سالگی، در رستورانی در خیابان هوگوی پاریس، در گفتوگو با عرفان قانعیفرد، لب به گفته بگشاید و آن روایت خود را بازگوید؛ و اکنون تنها برای فتح باب گفتوگو و نقد دربارۀ شهریور ۱۳۲۰ و عملکرد رضاشاه میتوان این گفتوگو و روایت را خواند، تا در کنار دیگر روایتها، شاید نقطهای تاریک از تاریخ معاصر ایران زمین را روشن کند. [قانعیفرد این گفتوگو را در اختیار «تاریخ ایرانی» قرار داده است که با برخی حذفیات منتشر میشود.]
درست ۷۰ سال پیش، شهریور ۲۰ رخ داد؛ شما در آن روز چه حال و روزی داشتید؟
در شهریور ۲۰، من هنوز ۲۰ سالم نشده بود. احساس میکردم به پدرم بیانصافی شده، اما وقتی دیدم برادرم شاه شده، خیال ما هم راحت بود که مملکت روی پای خودش میایستد.
خود رضاشاه هم چنین عقیدهای داشت؟ روحیهاش را نباخته بود؟
خیال سلطنت نداشت. دوست داشت که احمدشاه به ایران بازگردد و اصرار هم داشت و شاید احمدشاه اگر میآمد، به نفع پدرم بود، اما در ۹ آبان ۱۳۰۴، با رای مجلس، از سلطنت خلع شدند و بعد پدرم سوگند خورد.
یکی از افراد همراه رضاشاه در تبعید او به بندر موریس در آفریقای جنوبی غلامرضا پهلوی - ششمین فرزند، سومین پسر و تنها فرزند رضاشاه پهلوی از توران امیرسلیمانی که در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۰۲ در تهران به دنیا آمده است- بود و شاید تصور نمیکرد که ۷۰ سال بعد (پاییز ۱۳۹۰) و در آستانۀ ۹۰ سالگی، در رستورانی در خیابان هوگوی پاریس، در گفتوگو با عرفان قانعیفرد، لب به گفته بگشاید و آن روایت خود را بازگوید؛ و اکنون تنها برای فتح باب گفتوگو و نقد دربارۀ شهریور ۱۳۲۰ و عملکرد رضاشاه میتوان این گفتوگو و روایت را خواند، تا در کنار دیگر روایتها، شاید نقطهای تاریک از تاریخ معاصر ایران زمین را روشن کند. [قانعیفرد این گفتوگو را در اختیار «تاریخ ایرانی» قرار داده است که با برخی حذفیات منتشر میشود.]
درست ۷۰ سال پیش، شهریور ۲۰ رخ داد؛ شما در آن روز چه حال و روزی داشتید؟
در شهریور ۲۰، من هنوز ۲۰ سالم نشده بود. احساس میکردم به پدرم بیانصافی شده، اما وقتی دیدم برادرم شاه شده، خیال ما هم راحت بود که مملکت روی پای خودش میایستد.
خود رضاشاه هم چنین عقیدهای داشت؟ روحیهاش را نباخته بود؟
اشتراک در:
پستها
(Atom)




