می گویم ...

تنها دانستم سکوت جایز نیست.
زیـــــــرا آزادی, سپیدی و مهر را می ستایم ... و اینک از آن بی بهره ایم
پس می جنگم و تنها چاره مان این است.
و سخنم با پلیدان روسیاه این است:
گیرم در باورتان به خاک نشسته ام
وساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
باریشه چه می کنید
گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که میزنید
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
پارسی بگوییم ...
آخرین خبرها
در این زمانه استعدادکش هنرستیزی که همه درها
به روی هنرمندان و نویسندگان و سینماگران آزاداندیش جز یک در بسته است
شما و همکاران تان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید
و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردمخود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم
وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت، درود به پشتکار و شهامتت...
مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و شادباش بگویم.
سرفراز و برقرار باشید
محمدرضا شجریان
سندهای رسوایی
گرچه حکومت بی اعتنا به مشاهدات عینی شهروندان و با اتکا به دستگاه های تبلیغاتی و بنگاه های رسانه ای اش در صدد القای رقم مشارکت بالا در انتخابات مجلس شورای اسلامی است اما برخی تناقض های آماری در این انتخابات به سرعت برملا شده است. یکی از این تناقض ها مربوط به استان ایلام است.خبرگزاری نیمه دولتی مهر روز شنبه(13 اسفند) از ریخته شدن 380 هزار برگه تعرفه رای به صندوق های انتخابات در این استان خبر داد حال آنکه سه روز پیش از آن یعنی در روز 10 اسفند در گزارشی اعلام کرده بود که تعداد واجدان شرایط شرکت در انتخابات مجلس در استان ایلام 373 هزار نفر است. در همین رابطه پایگاه خبری "بازتاب امروز" از رسانه های محافظه کاران منتقد دولت روز شنبه(13 اسفند) تحلیلی را درباره نتایج اعلام شده مشارکت تهرانی ها در انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر کرد که یک تناقض آماری قابل توجه را نشان می داد. این گزارش با اشاره به آمارهای ارایه شده از واجدان شرایط شرکت در انتخابات در دو استان تهران و البرز(کرج) در سال 1388 و مقایسه آن با سال 1390 آورده بود که "در سال ۸۸ تعداد واجدین شرایط همین محدوده جغرافیایی (یعنی تهران و کرج) معادل ۸٬۷۹۶٬۴۶۶ نفر بوده است و حالا پس از دو سال در همین محدوده جغرافیایی ( که حال به دو استان مجزا تفکیک شده) به گفته مسئولان انتخاباتی قرار است ۶ میلیون و ۳۴۵ هزار نفر واجد رای باشند!"این گزارش بر اساس داده های خود نتیجه گرفته بود که تنها در دو استان تهران و البرز تناقض آماری 2 و نیم میلیون نفری وجود دارد .در همین حال برخی از شهروند-خبرنگاران استان گیلان نیز در شبکه های اجتماعی خبر از مشارکت بسیار پایین شهروندان این استان در انتخابات مجلس داده و گزارشهای رسانه های حکومتی مبنی بر پرشور بودن انتخابات در این استان را رد کرده بودند. گزارش شهروند-خبرنگاران همچنین حاکی از این بود که در برخی حوزه های انتخاباتی با رقمی معادل 30 تا 40 هزار تومان آرای شهروندان خریداری شده است. گزارشهای مشابهی درباره تناقض های آماری ، خرید رای و امکان رای دادن های پیاپی توسط یک فرد از حوزه های مختلف رای گیری در برخی از دیگر شهرها هم توسط شهروند-خبرنگاران در شبکه های اجتماعی مجازی منتشر شده است. انتظار می رود که طی روزهای آینده این گونه گزارشها به صورت مستندتری افشا شود.
تقسیم کرسی ها میان حامیان حکومت
نتایج اعلام شدهی انتخابات مجلس مبتنی بر پیش بینی های قبلی درباره برتری لیست "جبهه متحد اصولگرایان"( محافظه کاران سنتی) بر سایر لیست های انتخاباتی است. در تهران "غلامعلی حداد عادل" رییس هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی که سرلیست جبهه متحد بود به عنوان بیشترین دارنده آرا معرفی شده است.او یکی از گزینه های ریاست مجلس آینده است و گفته می شود که ریاست وی بر مجلس مورد تایید و حمایت آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی قرار دارد. بر مبنای آرایی که تاکنون شمارش شده است لیست جبهه متحد اصولگرایان در تهران توانسته 14 نامزده اختصاصی را از بین 30 نفر به مجلس بفرستد حال آن که جبهه پایداری به عنوان عمده ترین تشکل رقیب محافظه کاران سنتی، تنها موفق به فرستادن 10 کاندیدای اختصاصی به مجلس شده است. جبهه متحد اصولگرایان توسط "محمدرضا مهدوی کنی" رییس مجلس خبرگان رهبری تاسیس و حمایت شده و جبهه پایداری را مجموعه ای از افراد نزدیک به "محمدتقی مصباح یزدی" رییس "پژوهشکده امام خمینی" در قم تشکیل داده اند. هر دو تشکل از هواداران آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به شمار می روند اما اعضای جبهه پایداری طیف افراطی تر حامیان حکومت را شامل می شوند. نتایج اعلام شده آرا نشان می دهد که آنها در مجلس آینده وزنی بیشتر از مجلس کنونی نخواهند داشت و بنابراین انتظار می رود که مجلس نهم ساختار و شکلی شبیه مجلس هشتم داشته باشد.نتایج انتخابات همچنین نشان می دهد که وزن نیروهای اقلیت مجلس نهم به نسبت مجلس هشتم کمتر شده است و برخی از چهره های شاخص اقلیت که خود را نزدیک به اصلاح طلبان می نامیدند از حضور در مجلس بعدی بازمانده است. "مصطفی کواکبیان" کاندیدای نمایندگی از شهر سمنان، "قدرت الله علیخانی" کاندیدای شهر قزوین و "محمد رضا خبار" کاندیدای کاشمر از جمله بازماندگان این انتخابات هستند. اعلام نتایج نهایی انتخابات می تواند تصویر روشن تری از ترکیب مجلس آینده به دست دهد اما تا همین جای کار هم معلوم است که کرسی های این مجلس میان دو طیف محافظه کاران حامی حکومت تقسیم شده و گروهی بسیار کوچک از محافظه کاران منتقد دولت نظیر "علی مطهری" نماینده کنونی تهران نیز در آن ایفای نقش می کنند. ایفای نقشی که نمی تواند تاثیری در جهت گیری کلی مجلس بگذارد.
در مجلس آینده طرح " نظارت بر نمایندگان" به اجرا درخواهد آمد که از دید منتقدان نتیجه ای جز عقیم تر ماندن مجلس نخواهد داشت. این طرح یک مکانیسم خودسانسوری است و امکان برکناری اعضای مجلس در حین دوران نمایندگی را می دهد. مهدی کروبی چهره ارشد جنبش سبز پیش از بازداشت خانگی در سال 1389 از طرح نظارت بر نمایندگان به عنوان تیر خلاص به مجلس یاد کرده و گفته بود که با تصویب ان " فاتحه مجلس هم در جمهوری اسلامی خوانده خواهد شد."
به گزارش این سایت در حالی که از نظر سنی و سایر شرایط قانونی میزان واجدین شرایط در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تفاوتی ندارد، استانداری تهران آمار واجدین شرایط در انتخابات مجلس شورای اسلامی را حدود دومیلیون نفر کمتر از واجدین شرایط در انتخابات آخرین دوره ریاست جمهوری اعلام کرده است.
این ادب اصیلمان است:
نجابت _ قدرت_ احترام _مهربانی _خوشرویی _انسانیت _ پاکی
ایران در زمان كوروش از هند تا مرمره و از رود سیحون تا دریای سرخ گسترش داشت. برخی گویند كوروش برای بیرون راندن هجوم آورندگان به آرال به آن سرزمین رفته بود كه به سوی او زوبینی پرتاب شد كه او را كشت. كوروش در میدان های جنگ همیشه در میان سر بازان خود بود و سرانجام جان خود را بر سر همین روش گذارد.
کورش تو آسوده نخواب ، بیدار شو که ما همه خوابیم ، کورش تو را به آن یزدان پاکی که به فرمانش ظلم را ریشه کن کردی نخواب ، بیدار شو یک بار دگر ملت خسته و گرسنهٔ خویش را آبادی ببخش . ملتت زیر سلطهٔ تازیان به راه جهل و نادانی رفتند ، کورش عصبانی نشو ، میدانم كه عرب را چه به این کارها اما کورش بعد از حمله تازیان کشور ما عقب کرد داشته. کورش ما همه پشیمانیم اما متعصبیم به آنچه که خود به آن تعصب پشیمانیم، کورش تو که از آزادی دینی دم زدی و محبوب شدی امروز آزادی دینی گناه است. تورا به آن یگانه یزدان مقدست بیدار شو و ننگ خوارج بودن از انسانهای روشن فکر و دوستدارت را پاک کن ، کورش آسوده نباش که ما آسوده نیستیم ، میدانم که از دست همهٔ ملتی که حتی روز تولد و مرگ توراهم نمیدانند ناراحتی ، میدانم ناراحتی از اینکه ملتت حتی در تمام طول عمر خویش سنگهای مقبرهٔ تورا حس نکردند و در عوض سالی ده بار پنجره های فولادی بارگاه امامان را طواف میکنند ، اما تو بیدار شو ؛میدانم ناراحتی مردمت به جای بوسه زدن بر مقبره ات انواع و اقسام یادگاری روی آن مینویسند. کوروش بیدار شو چون ما آسوده نیستیم ، کورش ، دیگر ما خواب خوابیم ؛ گرسنهٔ گرسنه ایم ؛ فقیر فقیریم ، مظلوم مظلومیم ، اما باز هم تمنای اعادهٔ کورش دیگری را نداریم .
کورش پشیمان شدم ، تو رو خداآسوده بخواب ، بیدار نشو و به این دنیا پا نگذار چون اگر بیایی و حرفهای آزادی منش خویش را به زبان بیاوری مردم برای دیدن مراسم اعدامت هجوم می آورند و سر صبح از خوابشون میزن پا میشن میان شاید مثلا میدان سعادت آباد . کورش بخواب که اگر بخوابی محبوب تر میمانی. بخواب که این ایرانت دیگر ایران نیست . بخواب که امپراتوری بزرگ ایران نیست ، جمهوری اسلامیست . مرز پر گهری نیست … خاکی نیست… وطنی نیست … آبی نیست… دریای کاسپین نیست دیگر… خلیج پارس کجا بود …اسمش را گذاشتند خلیج عرب طاق بستان کجا ؟ هرات کجا ؟ نخجوان و ایروان کجا ؟ آنوقت تو حرف از کانال سوئز میزنی ؟ تو معبد در اورشلیم می سازی ؟ کورش تمام شد آن همهٔ رویاهای شیرین تاریخی ما که تو آنرا به وجود آوردی تمام شد . مردم ملت نیستند ، مردم آحاد ملت است . کشورت را از دروغ و خشکسالی در امان میخواستی ؟ امروز هم خشکسالی داریم هم دروغ. پس کورش بخواب اما راحت نخواب چرا که در نزدیکی مقبرهٔ بزرگت سدی ساختند که به زودی مقبره ات را خراب کرده تا سالیان آینده کودکان فردا حتا کورشی نشناسند. کورش مرا ببخش فقط خواستم بهت هشدار بدم که مراقب جای خوابت باش اما اینها همه واقعیتی بود که پس از ۲۵ قرن از حکومت تو گریبان مردم همان کشور را گرفته . من میروم و پنهانی به سلامتی ات شرابی بنوشم . کجا میروم ؟ چرا همینجا نه ؟ کورش انگار از آن موقع تا به حال روضه میخواندم ؛ شراب حرام است مگر نمیدانی ؟ آزادی کیلویی چند ؟ میپرسی روضه چیست ؟ کورش بیخیال شو چون توان بازگو کردن فرهنگ امروز برایم زجر و درد آور است فقط این را بدان که شاید بعد از این نامه به همت برادران بسیجی به جرم نوشیدن مخمرات و صحبت و ارتباط با طاغوت زندانی شوم.
هرگز نخواب کوروش ، دارا جهان ندارد.
سارا زبان ندارد ، رستم در این هیاهو گرز گران ندارد.
روز وداع خورشید ، زاینده رود خشکید.
زیرا دل سپاهان ، نقش جهان ندارد.
بر نام پارس دریا ، نامی دگر نهادند ، گویی که آرش ما ، تیرو کمان ندارد.
دریای مازنی ها ، بر کام دیگران شد.
دارا کجای کاری ؟
دزدان سر زمینت ، بر بیستون نوشتند ، اینجا خدا ندارد !
هرگز نخواب کوروش ، ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
آییم به دادخواهی فریادمان بلند است
اما چه سود اینجانوشیروان ندارد
سبز وسپید و سرخت این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر زیان ندارد
کو آن حکیم طوسی شهنامه ای سراید
گویی که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
امروز در دهی از توابع شهرستان فریدن در استان اصفهان که با نام «مشهد
آهنگران» یا «مشهد کاوه» خوانده می شود، آرامگاهی وجود دارد که به «آرامگاه
کاوه آهنگر» شهرت دارد.
رزم آرا نیز در کتاب جغرافیای نظامی ایران
اشاره می کند : گروهی از مردمان منطقه ی فریدن که در روستاهای مشهد کاوه،
جمالو ، اورگان و بردشاه زندگی می کنند، خود را فرزندان کاوه آهنگر می
دانند. آرامگاهی هم در روستای مشهد کاوه در جنوب داران (فریدن) برپاست که
مردم محل آن را آرامگاه کاوه آهنگر می دانند.
در بازدید گروهی اعضاء
«کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ» که در آستانه ی جشن ملی مهرگان از آرامگاه
کاوه آهنگر در روستای مشهد کاوه صورت گرفت. ابتدا در جاده اصفهان به داران
به سمت شهر «چادگان» تغییر مسیر دادیم و پس از گذر از چشم انداز زیبای «
دریاچه چادگان » در مجاورت دهکده ی تفریحی و گردشگری «زاینده رود» به شهر
چادگان وارد شدیم و پس از گذر از چند خیابان منتهی به روستای مشهد کاوه، بر
فراز تپه ای باستانی قرار گرفتیم که
آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰ یا ۶۳۱ میلادی- ؟) سی و دومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسرو پرویز پس از خواهر خویش پوراندخت، لشکریان او را در تیسفون به پادشاهی برداشتند.
آزرمی دخت به معنی دختر پیر نشدنی است. فرمانروای خراسان، سپهبد فرخهرمز که یکی از مدعیان جدی سلطنت بود، ملکه را به همسری خواست. در حالی که آزرمیدخت علناً وعدهٔ ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را دید (بنا به فرهنگ معین "چون آزرمیدخت نمیتوانست علنا مخالفت کند").
رستم فرخ هرمز، پسر فرخهرمزد، به خونخواهی پدرش، لشکر به پایتخت کشید و پس از سرنگونی آزرمیدخت، ملکه ساسانی را نابینا کرد و کشت.
تاریخ طبری :
آزرمیدخت دختر خسرو پرویز پسر هرمز، پسر کسری انوشیروان بود. گویند از زیباترین زنان پارسی بود و چون به پادشاهی رسید گفت «روش ما همانست که پدر نیرومند ما داشت و هر که به خلاف ما رود خونش بریزیم.
گویند در آن هنگام بزرگ پارسیان فرخ هرمز، اسپهبد خراسان بود و کس فرستاد و خواست که آزرمیدخت، زن وی شود و او پیغام داد که روا نباشد ملکه زن کسی شود و می دانم که این کار برای انجام حاجت و رغبت خویش خواسته ای فلان شب پیش من آی.
فرخ هرمز معروف بود بزن خواستن و مولع بود بزنان.
فرخ هرمز چنان کرد و به شب موعود برنشست و به نزد وی شد و آزرمیدخت به سالار نگهبانان خویش گفته بود که به شب دیدار، وی را بکشند و در میدان پایتخت افکنند و صبحگاهان فرخ هرمز را کشته دیدند و ملکه بفرمود تا پیکر او را نهان کنند و بدانستند که خطایی بزرگ کرده بود.
رستم فرخزاد یا رستم فرخ هرمز، همان که به روزگار بعد یزدگرد سوم او را به جنگ عربان فرستاد به خراسان جانشین پدر بود و چون از کشتن وی خبر یافت با سپاهی بزرگ به مداین آمد و چشم آزرمیدخت را میل کشید و او را بکشت و به قولی زهر داد. مدت پادشاهی آزرمیدخت ششماه بود.
مرد سرتو بالا بگیر! از چی خجالت میکشی؟
خجالت رو باید کسانی بکشن که نان رو از سفره ی تو دزدیدند و حساب بانکیشون رو توی کشورهای دیگه پر کردن!
خجالت رو باید کسانی بکشن که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دن و غیر از ریا چیزی توی زندگی ندارن!
خجالت رو باید اونایی بکشن که به دنبال رای تو برای مشروعیت بخشیدن به سفره ی بی نان تو هستن!
خجالت رو باید اونی بکشه که به دنبال سیلی تو به صورت استکبار جهانیه!
در حالیکه براش مهم نیست که تو این سیلی رو برای سرخ کردن صورت خودت لازم داری!
سرتو بالا بگیر مرد ..!
اینروزها، در همه رسانه های درونی و بیرونی، گفتگو بر سر اورانیوم، بمب
اتمی، و غنی سازی اورانیوم در ایران است. گزارش زیر فشرده یی است که می
توان پاسخهای کوتاه و عمیقی به این پرسش ها بدهد.
غنی سازی واژهای
است كه به فلز غلیظ شده اورانیوم 235 اطلاق میشود و به كمك آن میتوان یك
نیروگاه هستهای ساخت. عنصر اورانیوم شباهت زیادی به آهن دارد و این سنگ
معدنی به كمك حفاری از زمین استخراج شده و پس از انجام فرآیندهایی،
اورانیوم خالص حاصل شده و پس از اتمام فرآیندها، اكسید اورانیوم از سنگ
معدنی آن به دست میآید.
اكسید اورانیوم شامل دو نوع (ایزوتوپ)
اورانیوم به نامهای «یو -235» و «یو 238-» می باشد، كه نوع اول مادهای
است كه به عنوان سوخت، در نیروگاه هستهای به كار برده می شود اما حدود 99
درصد اكسید اورانیومی كه از معادن به دست میآید از نوع دوم تشكیل شده و
بایستی به طریق «-یو 235 » از «-یو 238» جدا شده و غلظت آن افزایش یابد كه
این فرایند غلظت «-235 بو» باصطلاح «غنی سازی» می شود، و دستگاهی بنام
«سانتریفوژ» (گریز از مركز) بخش مركزی فرایند غنی سازی را تشكیل میدهد
در این فرآیند غنی سازی از آنجا که وزن «-یو 235» کمتر از «-یو 238» است؛
به کمک این اختلاف وزن، می توان یکی را از آن دیگری جدا ساخت، كه نتیجه
مرحله اول واكنش دادن اورانیوم با اكسید هیدروفلوریك، یك اسید فوق العاده
قوی است كه پس از چندین مرحله واكنش، گاز هگزافلورید اورانیوم به دست
میآید. در مرحلهای كه اورانیوم به صورت گاز در آمده، كار كردن با آن
راحتتر است، به طوری كه گاز در داخل دستگاههای سانتریفوژ قرار داده شده و
به دور مركز خود و با سرعت بسیار زیاد به چرخش در میآید.
آروند = شکوهمند، فر مند
آرین = آریایی، با مهر
آتردات = آفریده آتش
آزان = بزرگ، با شکوه
آتردین = نیک اندیش، پر فروغ
آذرباد = نگهبان آتش
آژو = کامکار، دلگرمی
ایژا = کامیابی، آبادانی
آرداد = آفریننده آتش اشویی
آرمند = آتشین
آترین = آتشین
آیدا = آفریده ایزد ماه
آرتام = راستگوی نیک اندیش
آریابان = نگهبان ایران زمین
آریامس = آریایی بزرگ و والا
آریامهر = مهر ایران، خورشید آریا
آریو مرد = مرد آریایی
آرته = راستی، درستی
آسفر = سوار کار چالاک
آگاسن = بینا دل، خردمند
ارتور = آتش
آرمان = آرزو، خواسته
آلاد = سرخگونه، گلگونه
آرمَد = خاکستری
اَردا = رستگار
فیلم «جدایی نادر از سیمین» برنده بهترین فیلم
خارجی اسکار ۲۰۱۲ شد. «جدایی نادر از سیمین» رقبای خود از کشورهای لهستان،
اسرائیل، بلژیک و کانادا را پشت سر گذاشت. این فیلم، نخستین اسکار را برای
سینمای ایران به ارمغان آورد. اصغر فرهادی این جایزه را از دستان سندرا
بولاک دریافت کرد. آقای فرهادی به هنگام دریافت این جایزه، سخنانش را با
سلام به «مردم خوب» سرزمینش آغاز کرد و گفت که «ایرانی های زیادی در سراسر
جهان در حال تماشاى این لحظهاند و تصور می کنم که خوشحالند. نه فقط به
خاطر یک جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز. آنها خوشحالاند چون در
روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ، تهدید، و خشونت تبادل می شود، نام
کشورشان ایران از دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مىآید. فرهنگى غنى و کهن که
زیر غبار سیاست پنهان مانده است.» آقای فرهادی افزود که «من با افتخار این
جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مىکنم. مردمى که به همه فرهنگها و
تمدنها احترام مىگذارند و از دشمنى و کینه بیزارند.»
همیشه پیروزی ها به کامیابی منجر نمی شوند،
چه بسیار شکستهایی که اندک زمانی ناراحتی، اما مدتها
کامیابی بزرگتر و شادی و شعف وصف ناپذیر به دنبال داشته اند ...
... لطفا صبور باشید ...
گاهی
زندگی سر به سر شما می گذارد لطفن جنبه شوخی اش را داشته باشید ... گاهی
هدیه زندگی در چمدانی است که بیرون در گذاشته، نه در دستهای آشکارش.
سلام به دوستان, همینطور که هم شما میدانید 25 بهمن ولنتاین هست و 29 بهمن روز عشق برای ما ایرانی هاست
من دو روایت مربوط به این دو روز را برای شما عزیزان و داستان ان را میگذارم و دوست دارم نظر همه را بدانم و خوشحال میشوم که همگی در یک خط نظرشان را بابت هر دو این تاریخ بیان کنند
بیست وپنجم بهمن روز ولنتاین روز عشاق
در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود…
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!
اما بیست نه بهمن برای ما ایرانیان روز عشق
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.
